بحران چیست؟
هر وقت از بیرون تحت فشارهای مختلفی هستید ( که زیاد هم در زندگی اتفاق می افتد)، وارد میشود.
(تا از در تو میاد یه لیوان آب خنک میدم دستش، چون معمولا میخواد مدت طولانی رو بمونه. خوب، باید باهاش خوب رفتار کنم شاید موندگار شدو اون موقع مجبور به تحمل شم...)
مرحله اول: همه واقعه چیزی جز یک رویا نیست
برای پانزده دفیقه در سکوت بنشینید و در ذهن خود تصور کنید که تمام جهان یک رویا است....که هست! دنیا را به صورت رویائی فرض کنید که هیچ چیزی در آن واقعیت ندارد.
(نه نه نه !!!! فقط یه نفس عمیق بکش، قبولش کن، یعنی مجبوری قبولش کنی، حالا توی رویاهات بیارش رو قلم. به خودت بگو که چرا اومده و چی می خواد.. )
مرحله دوم: همه چیز گذرا است
مرحله دوم این است که به خود بفهمانید همه چیز بزودی ناپدید می شود....خودتان هم همینطور. شما از روز اول و همیشه که اینجا نبودید و برای همیشه هم اینجا نخواهید بود. بنابراین هیچ چیزی دائمی و ماندگار نیست.
(اره این خوبه. اومده اما نمی تونه زیاد بمونه. یادت باشه آشپزی تو هست که باعث میشه اون بمونه یانه«بحران رو می گم»)
مرحله سوم: شاهد باشید
سوم اینکه شما فقط شاهد هستید. شما مثل کسی که مشغول تماشای فیلم است، فقط شاهد هستید. بدن خود را ریلکس کنید و برای پانزده دقیقه شاهد باشید. حتم داشته باشید که می توانید با مشکل خود کنار بیایید.
(همون چیزی که گفتم خونسرد. ازش پذیرایی کنید. این مهمون ناخونده، وقتی بفهمه که نسبت بهش آلرژی ندارید میزاره میره)
این دستور را موقعی که احساس می کنید مراقبه کردن برایتان مانند عادت شده است هم انجام دهید. این دستور مانند دارو است. دارویی برای تقویت مراقبه یا هنگامی که فشارهای زندگی مانع مدیتیشن می شوند.
(جای هر جور مراقبه ای فقط نفس بکشید تا اکسیژن کافی برای فکر کردن مثبت داشته باشید)
نظر من همیشه با فلاسفه و دانشمندان یکی نیست. قوانین طبیعت برای ما ساخته شده که بتونیم به میل خودمون عوضشون کنیم البته در جهت «بهتر و درست تر زندگی کردن خودمون و اطرافیانمون».
موفق باشید.








